مؤلف مجهول

59

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

دويست و هفتاد واقع شد . فى الحال به طهارت بزرگوار مشغول شدند . و جامهء آخرت خواستند كه دوزند . از سينهء مبارك شيخ آوازى ظاهر شد كه « 1 » : توقف كنيد « 2 » دوزنده‌ها توقف كردند . زمانى برين گذشت ، درويشى از خلفاء آن بزرگوار به مصر رفته بود حاضر شد . آنگاه باز آواز آمد كه : ديگر مانع نيست . درويشان با همديگر گفتند : غالبا مصلحت بزرگوار درين است كه جامهء آخرت شيخ را قدس الله سره العزيز همين درويش مىدوزد كه توقف فرمود . همه گفتند كه « 3 » : اى درويش ! اشارت بزرگوار در « 4 » دوختن جامه آخرت به حضرت تست ، مشغول باش بلا تأخير كه تأخير درين امر نيك نخواهد بود . درويش گفت : اگرچه آن نوعست و ليكن بزرگوار از شما و ما بهتر مىداند ، بدانيد كه در توقف فرمودن بزرگوار دو مصلحت است : يكى آنكه فقير هم برسم و « 5 » در غسل موافقت كنم تا در دم آخر محروم از ديدار مبارك آن بزرگوار نمانم ، و ديگر آنكه جامه‌دار آخرت آن جناب « 6 » در فقير است ، كه محض از براى همين فرستاده بود كه از « 7 » جامه‌هاى كعبه به هم رسانم و به آب زمزم بشويم ، تا در آخرت به تن مبارك خود همراه برند . الحمد لله كه به هم رسيد و غسل به آب زمزم واقع شد « 8 » . اينست « 9 » كه آوردم ، توقف براى همين بود . درويشان گفتند : تو به مصر نرفته بودى ؟ درويش گفت : آرى در ظاهر مصر بود و ليكن در معنى مكه . آنگاه درويش مشغول شد به دوختن جامه آخرت « 10 » و دوخت و تمام كرد « 11 » . و همچنين در غسل اشارت شده بود به دو درويش به اين درويش سه تن شدند ، و غسل فرمودند « 12 » و لباس كردند . درين حين « 13 » بزرگوار فرمود : « وَ لِباسُهُمْ فِيها حَرِيرٌ » [ الحج : 23 ] و در جنازه كردند و برداشتند . و نعش مبارك بزرگوار را بيرون مسجد نهادند . و خلق انبوه نماز شيخ را ادا كردند و متحير ماندند كه شيخ بزرگوار به خود جايى « 14 » تعيين نكرد ، كجا بايد دفن كردن « 15 » ؟ آواز آمد كه : در همان جا كه عمر خود را به آخر رسانيد . و باز گرداندند « 16 » و در همان‌جا كه مصلاى شيخ بود قدس الله تعالى روحه دفن كردند . بعد از وفات يكى از درويشان در خواب ديد كه در زير عرش كرسى از ياقوت سبز نهاده ، و گرد

--> ( 1 ) - ب : - كه ( 2 ) - ب : توقف كند ( 3 ) - ب ، ت : - كه ( 4 ) - ب : - در ( 5 ) - ب : - برسم و ( 6 ) - ب : آخرت جناب ( 7 ) - ب : - از ( 8 ) - ب : شد واقع ( 9 ) - ب : آنست ( 10 ) - ب : به دوختن جامه آخرت مشغول شد ( 11 ) - ب : و تمام كرده شد ( 12 ) - ب : غسل فرمود ( 13 ) - ب : صفت ( 14 ) - ب ، ت : جايى به خود ( 15 ) - ب : تعيين نكردند كجا بايد ماندن و دفن كردن ( 16 ) - ب : باز گردانيدند